معمای بقا: تحلیلی مبتنی بر نظریه بازیها از استراتژیهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران
مقدمه: تفکیک حکمرانی (Governance) از سیاست (Politics) جمهوری اسلامی ایران، با وجود ناکارآمدی مزمن در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی که کارآمدی آن را بهعنوان یک نظام حکمرانی زیر سؤال برده، بیش از چهار دهه پابرجا مانده است. این پایداری، پارادوکسی بنیادین را پیش میکشد: چگونه سیستمی که در تأمین کالاهای عمومی و تحقق کارآمدی شکست خورده، توانسته در عرصه سیاست و حفظ قدرت چنین موفق عمل کند؟ پژوهش حاضر استدلال می کند که پاسخ این معما در پیادهسازی هوشمندانه—چه آگاهانه و چه غریزی—مجموعهای از استراتژیهای مبتنی بر نظریه بازیها نهفته است (Binmore, 2007; Osborne, 2004). این استراتژیها، با هدف مدیریت بحران و تضمین بقای کوتاهمدت طراحی شدهاند، اما در بلندمدت، با فرسایش سرمایه اجتماعی و مشروعیت، نظام را در یک «بازی باخت-باخت» فرسایشی گرفتار کردهاند (Geyer & Rihani, 2010). ۱. بازی چندسطحی و مدیریت سبد تهدیدات (Threat Portfolio Management) حاکمیت، جامعه را نه یک جبهه واحد، بلکه مجموعهای از «بازیهای» مجزا با قواعد متفاوت میبیند (Ab...