اضطراب سیستماتیک: تحلیلی بر تأثیر فرساینده تورم بر سلامت روان و انسجام اجتماعی
تحلیل روانی-اجتماعی اضطراب سیستماتیک: مطالعه موردی تأثیر تورم مزمن بر جامعه ایران
چکیده
این مقاله به بررسی پدیدهی «اضطراب سیستماتیک» بهعنوان یک عارضه روانی-اجتماعی فراگیر در جامعه ایران معاصر میپردازد. اضطراب سیستماتیک برخلاف اضطراب فردی که ریشههای شخصی یا بیولوژیک دارد، محصول مستقیم ساختارهای کلان اقتصادی-سیاسی است؛ بهویژه تورم مزمن و بیثباتی اقتصادی. استدلال اصلی این است که تورم پایدار نه تنها یک متغیر اقتصادی، بلکه یک محرک روانی-اجتماعی قدرتمند است که استرس دائمی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف بهداشت روان جامعه را رقم میزند. مقاله پیامدهای این پدیده را در سه سطح بررسی میکند:
۱) فرسایش اعتماد و سرمایه اجتماعی
۲) عادیسازی رفتارهای ناسازگارانه اقتصادی و اخلاقی
۳) افزایش تنش در نهاد خانواده
در پایان، بر نقش سیاستگذاری اقتصادی بهعنوان پیششرط سلامت روان جمعی تأکید میشود.
کلیدواژگان: اضطراب سیستماتیک، تورم مزمن، سلامت روان جمعی، سرمایه اجتماعی، عدم قطعیت اقتصادی، روانشناسی اجتماعی
۱. مقدمه
سلامت روان در ایران عمدتاً از منظر فردی و بالینی تحلیل شده است. بااینحال، شواهد نشان میدهد بخش مهمی از فشارهای روانی شهروندان ریشهای فراتر از تجربههای فردی دارد و به ساختارهای کلان اجتماعی-اقتصادی گره خورده است. تورم مزمن، بهعنوان ویژگی پایدار اقتصاد ایران، نمونهای بارز است که آثار آن فراتر از حوزه اقتصاد به روان جامعه سرایت میکند.
پرسش اصلی این مقاله چنین است: تورم مزمن چگونه به شکلگیری اضطراب سیستماتیک در جامعه ایران منجر میشود و چه پیامدهای روانی-اجتماعی دارد؟
۲. چارچوب نظری: مفهومپردازی اضطراب سیستماتیک
اضطراب سیستماتیک را میتوان «استرس روانی جمعی و مزمنی که منشأ آن در بیثباتی و ناکارآمدی ساختارهای کلان اقتصادی-اجتماعی است» تعریف کرد. ویژگیهای کلیدی آن عبارتاند از:
-
منشأ بیرونی: برخلاف اضطراب بالینی که غالباً به تروما یا عوامل زیستی نسبت داده میشود، منشأ این اضطراب بیرونی و ساختاری است.
-
مزمن بودن: محصول قرار گرفتن طولانیمدت در محیطی غیرقابل پیشبینی است، نه واکنشی به یک بحران کوتاهمدت.
-
فراگیری: تقریباً همهی طبقات اجتماعی را درگیر میکند، هرچند با شدتهای متفاوت.
این مفهوم با نظریه «آنومی» دورکیم همپوشانی دارد؛ جایی که فروپاشی هنجارها و عدم قطعیت، جامعه را در وضعیت سردرگمی و اضطراب دائمی قرار میدهد.
۳. تورم مزمن بهعنوان کاتالیزور اصلی
تورم در ایران از یک شاخص اقتصادی صرف فراتر رفته و به پدیدهای فرهنگی-روانی بدل شده است. تأثیرات آن عبارتاند از:
-
تخریب پیشبینیپذیری: برنامهریزی مالی برای آینده تقریباً ناممکن میشود و مغز در حالت آمادهباش دائمی باقی میماند.
-
فرسایش ارزش کار: بیارزششدن درآمدها انگیزهی کار مولد را کاهش داده و رفتارهای سفتهبازانه را تقویت میکند.
-
افزایش بار شناختی: رصد دائمی قیمت ارز، طلا یا مسکن انرژی روانی را میفرساید و خلاقیت و روابط سالم را تضعیف میکند.
۴. پیامدهای روانی-اجتماعی
۴.۱. فرسایش اعتماد و سرمایه اجتماعی
اعتماد اجتماعی و نهادی تضعیف میشود، همکاریهای جمعی کاهش مییابد و فردگرایی افراطی مبتنی بر بقا شکل میگیرد.
۴.۲. عادیسازی رفتارهای ناسازگارانه
رفتارهایی چون کمفروشی، احتکار یا فرار مالیاتی بهعنوان «زرنگی» پذیرفته میشوند و پایبندی به قانون نشانهی «سادهلوحی» قلمداد میگردد.
۴.۳. تأثیر بر نهاد خانواده
فشار مالی مداوم تنش و تعارض را در خانواده افزایش میدهد و سلامت روان والدین و فرزندان را تهدید میکند.
۵. مکانیزمهای مقابله اجتماعی
-
راهبردهای ناسازگارانه: خریدهای هیجانی، ورود به بازارهای غیرمولد و بیتفاوتی اجتماعی.
-
راهبردهای سازنده: شبکههای حمایتی غیررسمی مانند صندوقهای خانوادگی، توسعه اقتصادهای خرد (بهویژه دیجیتال) و تبادل اطلاعات برای مدیریت شرایط.
۶. نتیجهگیری
تورم مزمن در ایران باید نه تنها بهعنوان یک متغیر اقتصادی، بلکه بهعنوان یک عامل بیماریزای روانی-اجتماعی شناخته شود. اضطراب سیستماتیک حاصل از آن، سلامت روان فردی، سرمایه اجتماعی و هنجارهای اخلاقی را تضعیف کرده و ثبات جامعه را تهدید میکند.
سیاستگذاری اقتصادی در ایران نیازمند تغییر پارادایم است: کنترل تورم و ایجاد ثبات باید بهعنوان اقدامی بنیادین برای ارتقای سلامت روان ملی در نظر گرفته شود، نه صرفاً تصمیمی اقتصادی. برای تحقیقات آینده، مطالعهی کمّی ارتباط بین شاخصهای اقتصاد کلان و شاخصهای سلامت روان میتواند ابعاد این پدیده را روشنتر سازد.
منابع
Durkheim, É. (1897). Suicide: A Study in Sociology. The Free Press.

Comments
Post a Comment