سهمیهی کنکور: راهکار عادلانه یا درمان اشتباه یک درد درست؟
کنکور طی چند دههی اخیر نقش تعیینکنندهای در مسیر ورود جوانان ایرانی به دانشگاه داشته است. اما در طول این سالها، این آزمون از یک ابزار سنجش صلاحیت علمی فاصله گرفته و به پدیدهای تبدیل شده که با انبوهی از سهمیهها و بازارهای موازی، هم جیب خانوادهها را خالی میکند و هم به کابوس سالانهی هر نوجوان هجدهساله بدل شده است. فارغ از اینکه خودِ کنکور بهعنوان روش سنجش درست است یا نه، بحثی وجود دارد که باید با نگاهی نقادانه بررسی شود: سهمیهی مناطق. (سهمیهی ایثارگران و سایر سهمیهها موضوع بحث دیگریست و در این نوشته به آن پرداخته نمیشود.) در حال حاضر شهرها و استانهای کشور به سه منطقهی ۱، ۲ و ۳ تقسیم شدهاند و هر منطقه سهم مشخصی از صندلیهای هر دانشگاه را در اختیار دارد. نتیجهی عملی این سیاست این است که ممکن است دانشآموزی با درصد بالا، بهدلیل تکمیلظرفیت سهمیهی منطقهاش، نتواند وارد رشتهای شود که فرد دیگری با عملکرد پایینتر، از منطقهای دیگر، بهراحتی وارد آن میشود. استدلال پشت این سیاست روشن است: دانشآموزان مناطق کمبرخوردار به امکانات و امتیازهای مناطق برخوردارتر دسترسی نداشتها...